هر روز میشکنی این دل شیشه ای بیچاره را .... هر روز تکه هایش را بر 

میدارم!!!کنار هم میچینم تا دوبانگاه خاطره کودکی فریاد میکشد:هاااای بچاره بسازمش!!و می بخشمت! 

وفریاد میکشد:

 هااای بچه...!!!!

بازی با شیشه های شکسته 

 رگ هایت را میبرد...

/ 6 نظر / 12 بازدید
علی مهدوی فر

سلام می دونستید همین مدتی که سر کامپیوتر نشستید، می تونید از 100 هزار تومان تا یک میلیون تومان درآمد کسب کنید؟ نیاز به هیچ تخصص و سرمایه ای هم ندارید. فقط کافیه مطالب وبلاگم رو بخونید. این روش کاملا رایگانه. پس سنگ مفت، گنجشک مفت. آدرس وبلاگم: http://parsirank.blog.ir/

j.raks

وبلاگت[تایید][قلب][چشمک]

ســردار خـیـبـر

یادش به خیر یه زمانی جوونا یه جورای دیگه کارای یواشکی میکردن. مثلا یواشکی ساکشونو جمع میکردن و بدون اینکه بابا مامان بفهمن با خودشون می بردن بیرون و به بهونه مدرسه جیم میزدن می رفتن جبهه. قبلشم یواشکی شناسنامشونو دست کاری کرده بودن و سنشونو تغییرداده بودن. بعضیاشونم یواشکی دار و ندارشونو میدادن به فقرا یا کمک میکردن به جبهه. شبا هم یواشکی از چادر یا اتاق یا سنگر میزدن بیرون برا نماز شب. آخرشم که یواشکی و گمنام شهید میشدن... [گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

j.raks

[قلب][گل][لبخند]

[قلب][ماچ]