چرا زنــــده ام هنـــوز؟

 

 

حالا که رفتهــ ای،

ساعتهــــا به این می اندیشم

که چرا زنــــده ام هنـــوز؟

مگـه نگفتـــه بــودم بی تــــو میمیرم؟

خدا یادش رفته استــــــ مرا بکشــــد،

یا تــــــو قرار استــــــ برگردی؟!

/ 1 نظر / 7 بازدید
سکوت فریاد

اندیشه های ما در غرفه های بیشمار دماغ با زنجیر ناپیدا به یکدیگر پیوسته اند . چون یکی از آنها بیدار شود ، هزار تای دیگر نیز سر بر می دارند . ممنون ک اومدیـ اگه مایل به تبادل لینک بودی مارو با اسم وبمون لینک کن و بهم بگو که لینکت کنم